ساعت شناختی!

 

تصویری که مشاهده می کنید متعلق به ساعت و انگشتر بنده هست؛ اون چیزایی که معمولا با منه. چیزایی که یجورایی برای شناسایی من هم ازشون می تونید استفاده کنید. تعلق خاطر آنچنانی و ۱۰۰ درصدی بین ما نیست و به خاطر همراهی اینا در طی حدود ۹ سال با من خیلی بهشون عادت کردم …

این ساعت مچی را یادمه رفتیم بازار تهران و تویه اون سالها چون بابا و مامانم میدونستم از ساعت خوشم میاد این را به عنوان کادو تولد هرچند که گرون بود خریدند. بعدش بابام که میدید معمولا ساعتام زیاد دووم نمیاره گفتند این یکی را باید نگهش داری … و این شد که تا حالا مونده.

آخرین سفری که چند هفته پیش مشهد بودم طبق عادتم شب ساعتم را درآوردم و خوابیدم. صبح که برای نماز میخواستم با دوستام بریم حرم  نبود و هرچی گشتم پیدا نشد… با توجه که آخرین جایی که یدم میومد گذاشته بودمش دکور نزدیک در بود و در اتاق هم چون یکی از بچه ها شب رفته بود حرم که یعنی تا صبح باشه و میدونستم که دووم نمیاره و برمیگرده براش باز گذاشته بودم، و همین بود که به نتیجه رسیدم که یکی از بیرون اومده و برداشته. پس رفتیم حرم و تا حرم تو فکرش بودم که چه شکلی پیدا کنم و دوربینای هتل را چک کنم و غیره. و بعدش دیدم یه دلبستگی ایجاد شده و خطرناکه و قصد کردم تا این دلبستگی را کمش کنم …

بعد از نماز و اعمال اومدم دعا کنم(که میدونید یکی از علائم علاقه به چیزی بودن در دعای ماست) که اولین چیزی که به اومد همین موضوع بود. یعنی گمشده … همین واژه بود که تنم را لرزوند. دیدم من برای یه ساعت که حالا سعی میکردم دلبستگیم را هم بهش کم کنم هنوز ذهنم درگیره اما برای گمشده اصلی نه!

یعنی واقعا چقدر آدم میتونه بی توجه بشه که کسی که دوسش داره ، دعاش میکنه ، هدفشه را زیاد دغدغه اش نباشه و فقط به یه دعای صوری بسنده کنه. دیدم اصلا ما به فکر امامون نیستیم …. یعنی گمشدمون نیست … شاید هم دنبال امام غایبیم تا فقط براش دعا کنیم که دیدم این هم نیست و کمتره …. اصلا دنبال امام نیستیم… یعنی یک ذره هم نشناختیم اون امام را وگرنه مگه میشه کسی بفهمه کسی عاشقشه و دعاش میکنه و هدفشه ولی اون دنبالش نباشه؟!

اصلا امام را بی خیال! … چقدر به فکر خودمونیم؟… چقدر برای خودمون و احوال دلمون دعا میکنیم؟… چقدر توجه و دعا برای مادیات و ظواهر می کنیم و چقدر برای اصل و دل؟؟ … حقیقتا که چقدر خودمونیم را هم نشناختیم ! … مگه میشه کسی خود واقعیش را بشناسه و نابودش کنه و آخ نگه؟ و حقیقتا اگه کسی خودش را شناخت امامش را هم میشناسه و باعث شناخت نبی و شناخت خدا میشه.

هرچند در دعای معروف دقیقا ترتیب شناخت برعکس این هست که باید بگم نمیفهمم، هرچند تا خدا شناخته نشه(هرچند نسبی) کسی هم خودش را نخواهد شناخت…

«اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَبِيَّکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَبِيَّکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ عَرِّفْني حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي…»

خدایا …. مارا به شناخت ها برسون …

یا علی

پ.ن:

۱- منظور از “ما” های متن بعضی از شما خواننده های گرامی نیستید …. خوش باشید!

۲- از این به بعد سعی میشه مطالب سایتم را در سایت هیئت فرهنگی حضرت حر هم انتشار بدم