برو راست خم کرد و چپ کرد راست!

دیروز عاشورا بود …. همانی که یکسال منتظرش میمانیم و زود از دست میره … خدا راشکر که در پناه حسینیم و حسینیم!

سرگذشت ۲ نفر را میخوام براتون بگم البته خیلی خلاصه … از چند روز قبل واقعه …

نفر اول در سپاه عمر سعد و دیگری در سپاه ارباب . شخص اول وقتی به امام میرسد و جلوی او را میگیرد که شخص دوم هم با امام و در رکاب اوست. شخص اول راه را میبندد و نمیگذارد امام به کوفه برود و او را به کربلا میبرد.

 

rlbk8xzsld5svjxffhlf

شخص دوم تا شب واقعه در کنار امام هست و شخص اول روبروی امام. شب می شود و امام بیعت خود را بر میدارد و خیلی ها که دنبال عمل به وظیفه بودن چون وظیفشون را انجام داده بودن ( و احسنت بهشون) دیگر ادامه ندادن … اما شخص دوم در کنار امام می ماند تا او را در روز عاشورا یاری کند . صبح می شود و شخص دوم که سرلشگر سپاه دشمن است دیگر بر نفسانیت خود غلبه میکند و نزد امام می آید و توبه می کند و او حر بن یزید ریاحی است که به عنوان اولین نفرات در جنگ شهید می شود. شخص دوم که ضحاک بن عبدلله باشد در کنار امام است و شهید شدن یاران را میبیند . بعد از نماز ظهر عاشورا که بیشتر سربازان امام شهید شده اند او که در طول روز چند بار حمله به دشمن برده امام را تنها میبینه و به امام میگه من با شما شرط کردم واز امام جدا میشه و با فرار از بین سپاه دشمن و کشتن چند نفر از اونا از فیض شهادت بی نصیب میشه ….

تا آخرین لحظات هست اما آخر نمیشه!! دشمنه اما حق تو دلش روشنه و میاد تو راه !!

خدا آخر عاقبتمون را بخیر کنه

پی نوشت:

۱- فکر نکنید اونایی که شب عاشورا از پیش امام رفتن آدمای بدب بودن اتفاقا خیلی هم آدمای کار درستی  بودن و خوش به حالشون که تا اونجا هم امامشون را یاری کردن و وقتی امام گفت بیعت را برداشتم رفتن و فقط عشق خالص بود که ایستاد . خیلی از ماها به پای اینایی هم که شب از کنار امام رفتن نمیرسیم…

۲- دیروز تویه روضه ظهر عاشورا مداح میگفت کاش ما اونجا بودیم و یاریت میکردیم و بقیه هم داد میزدن “یا لیتنا کنا معک” که من هم چون جرات نداشتم داد بزنم تو دلم گفتم خدا را شکر اونجا نبودم … مگه الان چقدر امامم را یاری کردم که تویه همچین فتنه بزرگی و وقتی بیعتی نیست پیش امامم باشم . مگه امام زمانم بهم کلی دستور نداده (کدوم دستور!؟ همونایی که بقیه اماما و پیغمبر دادن دیگه) چقدر گوش دادم؟

فقط لطف خداست که ما را عاقبت به خیر کنه و در کنار امامون بمونیم و یاریش کنیم اما باید تمرین کرد … با حرف گوش دادن از اولیا خدا (اولیش خود خدا و پیغمبر و اماما … یکیش پدر مادرامون …. یکیش ولی فقیه و…..) …. با گوش دادن به عقل نه به نفس و …..

حرف زیاده و شما هم شنیدین …. فتأمل !

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به گفتگو بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *